مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از مهمترین نهادهایی است که پس از انقلاب اسلامی با هدف نزدیک کردن تصورات مذاهب اسلامی نسبت به یکدیگر و ایجاد زمینه گفتوگو و همکاری بیشتر تأسیس شد. نهادی که از دغدغه حوزههای علمیه شیعه نسبت به معضل تفرقه در جهان اسلام برخاسته بود. همزمان با سالروز تأسیس مجمع تقریب در تقویم قمری و برگزاری چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی در روزهای اخیر، نگاهی داریم به این نهاد وحدتبخش در جهان اسلام.
اختلاف، استعمار، تفرقه
اختلاف میان مسلمانان، داستان امروز و دیروز نیست. از همان سدههای نخست اسلامی، مسلمانان با اینکه قرنها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند، درباره مسائل اعتقادی، فقهی و تاریخی اختلاف نظر داشتهاند؛ اختلافاتی که در بسیاری از دورهها در محدوده مباحث علمی باقی مانده و در دورههایی نیز به نزاع کشیده شده است. اما شاید در هیچ دورهای همانند یک قرن اخیر، اختلافات مذهبی به مسئلهای فراگیر تبدیل نشده باشد.
فروپاشی امپراتوری عثمانی، شکلگیری دولتهای جدید در جهان اسلام، مرزهای جدید سیاسی، استعمار، مسئله فلسطین، رقابت قدرتهای منطقهای و سپس ظهور جریانهای تکفیری سبب شد اختلاف میان مذاهب اسلامی بیش از آنکه صرفاً موضوعی اعتقادی و فقهی باشد، به مسئلهای اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شود. در این میان دخالتهای استعمار از مهمترین عواملی بود که اختلاف مذهبی را از کتاب مکتب، به کارزار سیاست و جنگ کشاند.
به همین دلیل، از نیمه نخست قرن بیستم، در میان گروهی از علما و متفکران مسلمان این سؤال جدی شکل گرفت که آیا میتوان ضمن حفظ تفاوتهای مذهبی، راهی برای همکاری و همگرایی میان مسلمانان پیدا کرد؟
وحدت برای بقای اسلام
در چنین وضعیتی وحدت مذاهب دیگر صرفاً یک توصیه اخلاقی برای پرهیز از اختلاف نیست؛ بلکه به یک ضرورت حیاتی برای بقای اسلام تبدیل میشود. ضرورتی که بخش مهمی از حوزههای علمیه شیعه و اهلسنت از دههها پیش به آن توجه کرده بودند و در ایران پس از انقلاب اسلامی، شکل نهادی و سازمانیافتهتری به خود گرفت: «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی».
این مجمع در سال ۱۳۶۹ به دستور رهبر شهید انقلاب تأسیس شد و اساسنامه آن، مجمع را نهادی «اسلامی، علمی، فرهنگی و جهانی» با شخصیت حقوقی مستقل تعریف کرده است. در همان اساسنامه نیز بر ایجاد هماهنگی میان پیروان مذاهب اسلامی و مقابله با توطئههایی که به تفرقه میان مسلمانان منجر میشود، تأکید شده است.
ریشه در دارالتقریب قاهره
اما مجمع تقریب از خلأ متولد نشد و این ایده دههها پیش در میان برخی از عالمان شیعه و اهلسنت شکل گرفته بود. تجربه «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در قاهره و همکاری شخصیتهایی از دو سوی جهان اسلام، از مهمترین حلقههای این تاریخ است.
اصل گفتوگو با دیگر مذاهب و تأکید بر مشترکات اسلامی در میان عالمان شیعه سابقهای طولانی دارد. در دوره معاصر، این رویکرد در چهرههایی نظیر آیتالله بروجردی شکل روشنتری پیدا کرد که به همکاری در تأسیس دارالتقریب انجامید. در سوی دیگر نیز عالمان اهلسنت الازهر قاهره بودند که اختلافات فقهی را مانع همکاری امت اسلامی نمیدانستند.
در ایران نیز شماری از عالمان، ازجمله آیتالله محمد واعظزاده خراسانی، پیش از انقلاب و سپس در سالهای نخست پس از آن، به صورت جدی درگیر مسئله تقریب بودند. مجمع تقریب در واقع ادامه همان جریان فکری ریشهدار بود.
پس از انقلاب و به دنبال نامگذاری دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول بهعنوان «هفته وحدت» توسط امام خمینی(ره)، نخستین «کنفرانس وحدت اسلامی» هم در سال ۱۳۶۵ برگزار شد. این کنفرانس بینالمللی تا چهار سال بعد توسط سازمان تبلیغات اسلامی برگزار میشد و از سال ۱۳۶۹ که در بیانیه پایانی کنفرانس، پیشنهاد تأسیس مجمعی جهانی برای تقریب مذاهب اسلامی مطرح شد، این ایده مورد پذیرش قرار گرفت و ساختار اولیهاش طراحی شد.
انتخاب آیتالله واعظزاده خراسانی به عنوان نخستین دبیرکل نیز معنادار بود. او از یک سو دانش حوزوی و سابقه دانشگاهی قابل توجهی داشت و از سوی دیگر با جهان اسلام و محافل علمی خارج از ایران بیگانه نبود. در طول فعالیتش به بیش از ۳۰ کشور سفر کرد و با شماری از رهبران مذهبی و سیاسی دیدار داشت.
به این ترتیب، مجمع از همان ابتدا به چیزی بیشتر از یک دبیرخانه برای برگزاری سالانه یک کنفرانس تبدیل شد؛ نهادی که هم تولید فکر کند، هم شبکه ارتباطی بسازد و هم بتواند نگاه تقریب را از سطح شعار به عرصههای علمی و اجتماعی منتقل کند.
یک خراسانی تقریبی
آیتالله محمد واعظزاده خراسانی، نخستین دبیرکل مجمع، خود از چهرههای برجسته همین سنت بود. او متولد مشهد بود و در کنار تحصیل در حوزههای مشهد و قم، از محضر استادانی چون آیات بروجردی، گلپایگانی، امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی بهره برد. سابقه علمی او نیز محدود به فقه و اصول نبود و در حوزههای قرآن، حدیث، تاریخ علوم اسلامی و فلسفه فعالیت داشت.
اما وجه مهم زندگی واعظزاده شاید در همین جمع شدن چند ساحت علمی و اجتماعی در کنار هم بود؛ عالمی حوزوی و دانشگاهی که هم با مسائل روز جهان اسلام درگیر بود و هم دغدغه گفتوگو میان مذاهب را دنبال میکرد. او سالهای طولانی مسئله تقریب را از زاویه علمی دنبال کرده بود و پس از تأسیس مجمع تلاش کرد این ایده را به یک ساختار عملی تبدیل کند.
در دوره او، فعالیت مجمع تنها به کنفرانس وحدت محدود نماند. دانشگاه مذاهب اسلامی نیز شکل گرفت تا تقریب از سطح گفتوگوی علمای بزرگ به عرصه تربیت نسل جدیدی از پژوهشگران و دانشآموختگان مذاهب اسلامی منتقل شود. برای حوزه علمیهای که قرنها عمدتاً درون مرزهای مذهبی خود تولید علم کرده بود، این تجربه جدیدی بود. حوزهای که باید ادبیات گفتوگو با مذاهب دیگر را نیز میآموخت. در بیش از سه دهه فعالیت مجمع، چهار دبیرکل مسئولیت این نهاد را بر عهده داشتهاند: آیتالله محمد واعظزاده خراسانی از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۰، آیتالله محمدعلی تسخیری از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۱، آیتالله محسن اراکی از ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸ و حجتالاسلام والمسلمین حمید شهریاری از سال ۱۳۹۸ تاکنون. این چهار دوره را میتوان بهنوعی چهار مرحله از حیات مجمع دانست؛ دوره تثبیت ایده، دوره گسترش ارتباطات جهانی، دوره بازخوانی مبانی نظری تقریب و دوره تلاش برای توسعه شبکههای منطقهای و عملیاتی.
تقریب چه میگوید؟
وحدت اسلامی را نمیتوان صرفاً در حد یک توصیه اخلاقی تقلیل داد. اینکه مسلمانان با هم اختلاف نکنند، به یکدیگر احترام بگذارند و در کنار هم زندگی کنند، بدون تردید بخشی از ماجراست؛ اما در دوره معاصر و با چالشهای فراوان سیاسی و امنیتی نمیتوان به این سطح اکتفا کرد.
در جنگها و بحرانهایی که در کشورهای اسلامی رخ میدهد و اختلافات مذهبی در حال تبدیل شدن به ابزار سیاسی است، باید راهکاری برای مدیریت این اختلافات وجود داشته باشد. از این منظر، تقریب نه پایان اختلاف، بلکه مدیریت اختلاف درون امت اسلامی است.
مسلمانان قرار نیست درباره همه مسائل فقهی و کلامی به یک نظر برسند. حتی اگر چنین چیزی ممکن باشد، اساساً «تقریب» بدون وجود تفاوت معنا ندارد. هدف این است تفاوتهای مذهبی، به فروپاشی امکان همکاری میان مسلمانان منجر نشود.
در این صورت نهادی باید در برابر جریانهای تکفیری که یک مذهب را در برابر مذهب دیگر قرار میدهند، پاسخ علمی و دینی ارائه کند، گفتوگوی علمی و مستمر میان حوزههای شیعه و اهلسنت شکل دهد و در روابط میان جوامع مسلمان به بازگشت اعتماد و بازسازی تصویر نادرست از سایر مذاهب کمک کند.
این جریان بهجای تلاش برای تغییر مذهب، در پی تقریب مذاهب بود تا پیروان مذاهب اسلامی ضمن حفظ هویت و مبانی خود، بتوانند در اصول مشترک، درک متقابل و مسائل عمومی امت اسلامی با یکدیگر همکاری کنند.
از سوی دیگر، تقریب قرار نبود اختلافات علمی را انکار کند؛ بلکه تلاش میکرد اجازه ندهد این اختلافات به دشمنی، تکفیر و تقابل اجتماعی تبدیل شود. همین نقطه تمایز در فهم فلسفه وجودی مجمع تقریب اهمیت زیادی دارد.
تقریب؛ فراتر از کنفرانس
چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی که در روزهای اخیر برگزار شد با موضوع محوری «وحدت اسلامی در اندیشه امام شهید آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای» هدف ایجاد همبستگی میان مسلمانان، تقریب دیدگاههای علمی و فرهنگی و ارائه راهکارهای عملی برای تحقق وحدت اسلامی و تشکیل امت واحده را دنبال میکرد.
اما اهمیت امروز تقریب صرفاً در تعداد میهمانان خارجی، تعداد مقالات یا برگزاری موفق یک کنفرانس خلاصه نمیشود؛ مسئله اصلی این است تقریب بتواند به یک دستگاه فکری برای حل مسئله اختلافات مذهبی در جهان اسلام برسد و این هدف را در امت اسلامی پیاده کند.
تا وقتی تقریب در سطح توصیه باقی بماند، اثر چندانی در سطوح اجتماعی و سیاسی برجای نخواهد گذاشت. اما شاید گام اول این است که حوزه علمیه بتواند فقه، کلام، تفسیر، تاریخ و سیاست اسلامی را در نسبت با مسئله وحدت بازخوانی کند تا تقریب بتواند به یک دستگاه فکری تبدیل شود. این شاید یکی از مهمترین مسائل پیش روی حوزههای علمیه باشد.
خبرنگار: محمد ولائی




نظر شما